محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5546

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و به اشاره نمىگويد . « اينك دوران آزادهء محترم نيست ، « اين ، دوران فرومايگان بد طينت است . « به روزگاران پيش ، نبرد ، نبرد بود « اما اكنون ، اى على ، بازرگانى است . » و هم او گويد : « حصيرى كه پشت آن قيراندود است « محمد در آن جاى دارد و منصور : « از عزت و امنيت سخن دارند « و مىگويند : حصار را گرفتند . « ترا از حصار آنها چه سود ! « كه كشته مىشوى يا اسير . « سوارانتان در نبرد كشته شدند « و بسيارى از خانه هاتان ويرانى گرفت « براى خويشتن سردار يگانه اى بياريد « كه مهذب باشد و چهره اش پر نور . « اى كه از حال ما مىپرسى « محمد در قصر محصور است . » نبرد باب الشماسيه نيز در اين سال بود كه در اثناى آن هرثمه اسير شد . سخن از سبب نبرد باب الشماسيه و اينكه چگونه بود و سرانجام آن چه شد ؟ از على بن زيد آورده‌اند كه : هرثمه بر كنار نهربين منزلگاه داشت ، ديوارى