محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5773

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بريزيد و از نزد من برويد و مرا با عملم واگذاريد كه همگيتان كارى براى من نمىسازيد و ناخوشايندى را از من دور نمىكنيد . آنگاه همگيتان بايستيد و اگر نيكىاى مىدانيد بگوييد و اگر بدىاى دانسته‌ايد از تذكار آن باز مانيد ، كه از ميان شما من بدانچه گوييد و به زبان آريد مؤاخذه مىشوم . گريه كنى را مگذاريد كه به نزد من بگريد كه بر هر كه بگريند عذاب بيند . خداى رحمت آرد بر آنكه اندرز گيرد و در آنچه خداى بر همه مخلوق خويش مسلم كرده ، يعنى فنا و مرگ كه از آن چاره نيست بينديشد . ستايش خدايى را كه در بقا يكتاست و فنا را بر همه مخلوق خويش مقرر كرده ، آنگاه در آن عزت خلافت كه من داشتم بنگرد كه وقتى فرمان خداى آمد كارى براى من نساخت ، نه به خدا ، بلكه به سبب آن حساب من مضاعف شد . اى كاش عبد الله هارون بشر نبود ، بلكه اى كاش مخلوق نبود . اى ابو اسحاق نزديك من شو و از آنچه مىبينى عبرت بگير ، به روش برادرت دربارهء قرآن عمل كن . وقتى خدا خلافت را به تو داد دربارهء آن چون آن كس عمل كن كه قصد خداى دارد و از عقوبت و عذاب وى هراسان است . از خداى و مهلت وى مغرور مباش و چنان باش كه مرگت رسيده . از كار رعيت غافل مباش ، رعيت را ، رعيت را رعايت كن . عامه را ، عامه را رعايت كن كه بقاى ملك به آنهاست و رعايت مسلمانان و منافعشان ، خدا را ، خدا را دربارهء آنها و ديگر مسلمانان به ياد آر ، و هر كارى كه پيش تو آرند كه صلاح مسلمانان و سودشان در آن است ، آن را بر ديگر كارها كه دلخواه تست مقدم دار و مرجح شمار ، از نيرومندانشان براى ضعيفانشان بگير ، و به آنها تحميل مكن ، انصافشان را از همديگر بگير ، مطابق حق تقربشان ده و با آنها ملايمت كن . در حركت از نزد من و رفتن سوى خانهء ملك خويش به عراق شتاب كن ، اين قوم را كه در عرصهء آنهايى بنگر و هيچ وقت از آنها غافل مباش ، با خرميان مصمم و قاطع و دليرانه نبرد كن و از مال و سلاح و سپاهيان سوار و پياده در اين باب كمك گير . اگر مدتشان به درازا كشيد با كسانى از ياران و دوستانت كه با تواند ، كارشان را