محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5691

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از اينكه چرا مأمون ، عبد الله ابن طاهر را ولايتدار رقه كرد سبب اين كار چنان كه گفته‌اند آن بود كه يحيى بن معاذ كه مأمون او را ولايتدار جزيره كرده بود در اين سال درگذشت و پسرش احمد را بر كار خويش جانشين كرد . از يحيى بن حسن آورده‌اند كه گويد : مأمون در ماه رمضان عبد الله بن طاهر را پيش خواند . بعضيها گفته‌اند اين به سال دويست و پنجم بود بعضى گفته‌اند در سال دويست و ششم [ 1 ] بود . بعضى گفته‌اند در سال دويست و هفتم بود ، وقتى به نزد وى در - آمد به دو گفت : « اى عبد الله از يك ماه پيش از خدا خير مىجويم و اميدوارم خدا خير پيش آرد ، ديده‌ام كه يكى وصف پسر خويش مىگويد كه او را به سبب راى خويش ستايش گفته باشد و برترى دهد . ما ترا از آنچه پدرت درباره ات گفته برتر مىبينم ، يحيى بن معاد در گذشته و پسر خويش احمد را جانشين كرده كه چيزى نيست ، چنان ديده‌ام كه ترا عامل مضر كنم و نبرد نصر بن شبث . » گفت : « اى امير مؤمنان ، شنوايى و اطاعت ، اميدوارم خدا براى امير مؤمنان و مسلمانان خير پيش آرد . » گويد : پس فرمان وى را بداد ، آنگاه بگفت تا طنابهاى كازران را از راه وى ببرند و سايبانها را از راه وى دور كنند كه چيزى در راه مانع پرچم وى نباشد ، آنگاه براى وى پرچمى بست كه هر چه بر پرچمها مىنوشتند به خط زرد بر آن نوشته بود و مأمون « اى منصور » را بر آن بيفزود . آنگاه عبد الله برون شد ، كسان نيز با وى بودند ، و سوى منزل خويش رفت .

--> [ 1 ] كلمه متن بضع است كه بمعنى « چند است » و بر اعداد از يك تا ده اطلاق مىشود كه در اينجا بقرينهء قبل و بعد ، بمعنى شش ميبايد گرفت . ( م )