محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5523
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« مردمى متنعم بودند « در ميراث مملكتى « كه بزرگانش آن را سامان داده بودند . « اما در روزگار حادثه زاى « پيوسته حقيران قوم « در ملك كاستى آوردند « تا وقتى كه از فتنه اى « كه انگيزنده اش را « نمىتوان بخشود « جامى مستىانگيز نوشيد . « و از پس ائتلاف ، فرقه ها شدند « كه پيوستگيشان از هم گسيخت . « ديدى كه شاهان چه كردند ! « نگهدارنده اى نبود كه اندرزشان گويد . « شاهان ما خويشتن را « به ورطهء گمراهىاى افكندند « كه برون شدن از آن دشوار بود « چه زيانشان بود ، اگر به پيمان خويش « وفا كرده بودند « و در زمينهء تقوى « بصيرت استوار داشتند « و خون طرفداران خويش را نريخته بود