محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5121
تاريخ الطبرى ( فارسي )
او را چنان كه گفتهاند به روز شنبه يازده روز مانده از جمادى الاخر به غزاى سرزمين روم فرستاد و ربيع غلام خويش را نيز به دو پيوست . هارون در ولايتهاى روم پيش رفت و ماجده را بگشود . سواران نقيطا ، قومس القوامسه ، به مقابلهء وى آمدند ، يزيد بن مزيد با وى هماوردى كرد ، يزيد پياده شد ، آنگاه نقيطا از اسب بيفتاد و يزيد چندان او را بزد كه به شدت زخمى شد و روميان هزيمت شدند و يزيد بر اردوگاهشان تسلط يافت و سوى دمشق متصدى پادگانها رفت كه در نقموديه بود ، هارون با نود و پنجهزار و هفتصد و نود و سه كس روان شد و يكصد هزار دينار و نود و چهار هزار و چهارصد و پنجاه دينار طلا براى آنها همراه برد با بيست و يك هزار هزار و چهار صد هزار و بيست و چهار هزار و هشتصد درم نقره . راوى گويد : هارون برفت تا به خليج دريا رسيد كه به نزد قسطنطنيه است . در آن وقت فرمانرواى روم اغسطه زن اليون بود به سبب آنكه پسرش صغير بود و پدرش مرده بود و او در دامن مادر بود . پيام بران و فرستادگان به طلب صلح و متاركه و پرداخت فديه ميان وى و هارون بن مهدى به رفت و آمد بودند . عاقبت هارون از او پذيرفت و شرط كرد كه به تعهد خويش عمل كند و در راه وى بلد نهد و بازارها به پا كند كه به گذرگاهى سخت در آمده بود كه براى مسلمانان هراس آور بود . اغسطه آنچه را هارون مىخواست پذيرفت چيزى كه بر سر آن ميان وى و هارون صلح شده بود نود يا هفتاد هزار دينار بود كه در نيسان اول و در حزيران هر سال بپردازد . هارون اين را پذيرفت و اغسطه در راه بازگشت وى بازارها به پا كرد و همراه وى فرستاده اى به نزد مهدى روانه كرد با آنچه داده بود بر اين قرار كه هر چه ميسرش بود طلا و نقره و كالا بدهد . ( 153 مكتوب صلح را براى مدت سه سال نوشتند و اسيران را تسليم كردند . آنچه خداى تا به وقت تسليم روميان به دادن جزيه ، غنيمت هارون كرده بود ، پنج هزار سر و ششصد و چهل و سه سر بود . در اثناى جنگها چهل و پنج هزار كس كشته شد . دو هزار و نود اسير نيز دست بسته كشته شدند . چهارپايانى