محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5119

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نصر بن محمد بن اشعث بود . ( 150 آنگاه سال صد و شصت و چهارم در آمد . سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و شصت و چهارم بود از جمله اين بود كه عبد الكبير بن عبد الحميد خطابى ، از دربند حدث به غزا رفت و ميخائيل بطريق چنان كه گويند با حدود هفتاد هزار كس و از جمله تازاد . بطريق ارمنى به مقابلهء وى آمد كه عبد الكبير از مقابلهء وى فرو ماند و مسلمانان را از نبرد منع كرد و بازگشت ، مهدى مىخواست گردنش را بزند اما با وى سخن كردند و او را در مطبق بداشت . و هم در اين سال مهدى ، محمد بن سليمان را از كارهايش معزول كرد و صالح ابن داود را به جاى وى گماشت و عاصم بن موسى خراسانى دبير را با وى فرستاد به تصدى خراج و دستور داد كه حماد بن موسى ، دبير محمد بن سليمان ، و عبيد الله ابن عمر جانشين وى و عاملانش را بگيرد و آنها را به اقرار وا دارد . در اين سال مهدى در عيساباد بزرگ قصرى از خشت بنياد كرد ، تا بعد قصر آجرى خويش را كه قصر السلامه ناميد بنياد كند . ( آغاز ) بنياد قصر به روز چهارشنبه بود ، آخر ذى قعده . در اين سال ، مهدى هنگامى كه اين قصر را بنياد كرد به آهنگ حج سوى كوفه روان شد ، چند روزى در رصافه كوفه ببود ، آنگاه سوى حج روان شد تا به عقبه رسيد و آب براى وى و يارانش كمياب شد و بيم كرد كه آبهايى كه در پيش بود وى و همراهانش را كفايت نكند ، بعلاوه دچار تبى شد و از عقبه بازگشت و بر يقطين خشم آورد ، به سبب آب كه وى متصدى آبگيرها بود . در اثناى بازگشت تشنگى بر مردم و بر مركبهاشان سخت شد چندان كه به معرض هلاكت بودند .