محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5112

تاريخ الطبرى ( فارسي )

محاصره كرد و حصار بر او سخت شد و چون هلاكت را نزديك ديد زهر خورد و زنان و كسان خويش را نيز زهر خورانيد و بمرد و چنان كه گفته‌اند آنها نيز همگى بمردند ، پس از آن مسلمانان وارد قلعهء وى شدند و سرش را بريدند و آن را پيش مهدى فرستادند كه در حلب بود . در اين سال مهدى بر همهء سپاهها از مردم خراسان و ديگران گروهى را براى غزاى تابستان مقرر كرد و برون شد و در بردان اردو زد و نزديك دو ماه آنجا بماند كه تعبيه مىكرد و مهيا مىشد و سپاهيان را عطيه مىداد . در آنجا كسانى از مردم خاندان خويش را نيز كه با وى برون شده بودند عطيه داد . راوى گويد : عيسى بن على در آخر جمادى الآخر در بغداد بمرد و روز بعد مهدى به بردان رفت كه به غزاى تابستانى مىرفت و موسى بن مهدى را در بغداد جانشين كرد ، در آن وقت دبير وى ابان بن صدقه بود و مهردارش عبد الله بن علاثه بود . سالار كشيكبانان وى على بن عيسى بود و سالار نگهبانانش عبد الله بن حازم بود . عباس بن محمد گويد : وقتى به سال صد و شصت و سوم مهدى ، رشيد را به غزاى تابستانى مىفرستاد به بدرقهء او برون شد ، من نيز با وى بودم و چون مقابل قصر مسلمه رسيد گفتم : « اى امير مؤمنان مسلمه منتى به گردنهاى ما دارد ، محمد بن على بر او گذشت و چهار هزار دينار به دو داد و گفت : اى پسر عمو ، اين دو هزار براى قرض تو است و دو هزار براى خرج تو و چون تمام شد رعايت حشمت ما مكن . » گويد : وقتى اين حديث را با وى بگفتم گفت : « كسانى از فرزندان مسلمه و وابستگان وى را كه اينجا هستند حاضر كنيد . » و بگفت تا بيست هزار دينار به آنها دادند و بگفت تا مقررى برايشان تعيين كنند پس از آن گفت : « اى ابو الفضل مسلمه را عوض داده‌ايم ؟ » گفتم : « آرى ، اى امير مؤمنان و بيفزودى . »