محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5491
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« عيينى با اما وفا كرد « و شمشير بران او را هراسان نكرد « اگر نبود كه بندگان اسير تقديرند « حوادث دهر چگونه به چنين كسى مىرسيد . « برو به شايستگى كه همه مدت داران « از دنبال به همانجا مىروند كه تو رفتى . » يكى از مهلبيان نيز كه در اين جنگ زخمهاى بسيار خورده بود و دستش قطع شده بود شعرى گفت به اين مضمون : « خويشتن را ملامتى نكردم « مگر اينكه تاب حركت نداشتم « و ضربت بسيار خورده بودم . « اگر دستانم به سلامت بود پيش روى وى « نبرد مىكردم و طاهرى ملعون را « ضربت همى زدم . « جوانمردى كه وقتى در غبار به نبرد مىپرداخت « نمىخواست كه شمشير فرو ماند . « و كينهء خويش را مىگفت . » هيثم بن عدى گويد : وقتى ابن ابى عيينه به نزد طاهر در آمد شعر خويش را كه چنين آغاز مىشود بر او خواند : « هر كه به ولايتها مأنوس باشد از آنجا نرود « و هر كه بدانجا الفت نگيرد نماند « تا آنجا كه گويد : « آزرده نشدم مگر از غم يكى