محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5428

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : از آن پس كه دعا گفتن براى مأمون ترك شد و خبر به صحت پيوست نخستين تدبيرى كه فضل بن سهل كرد اين بود ( 387 كه سپاهيانى را كه در اطراف رى فراهم آورده بود با سپاهيانى كه در آنجا جاى داده بود و سپاهيانى كه به كار رى مىپرداختند فراهم آورد و چنان بود كه در ولايت رى خشكسالى بود . فضل از هر دره و راه محمولات آماده كرد كه سوى آنها حمل شود چندان كه چيزى از حوائج خويش را كم نداشتند . سپاهيان در مرو مانده بودند و از آن نمىگذشتند و با هيچكس از مردم يا رهگذران بدى نمىكردند . پس از آن طاهر بن حسين را با كسانى از سپاهيان و سران كه به دو پيوسته بود روانه كرد . طاهر با شتاب برفت و به چيزى نمىپرداخت تا به رى رسيد و آنجا فرود آمد و كسان به اطراف آن گماشت و پادگانها نهاد و خبر گيران و پيشتازان فرستاد . يكى از شاعران خراسان در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « امام ، عدالت و شاه رشيد « دور انديشتر از همه كسان را « كه صاحب راى است و خرد « و تدبير نافذ دارد « سوى مردم عراق و عمال آن فرستاد . « مدبرى بىهمتا « كه مولود از بيم صولت وى « پير مىشود . » گويند : محمد ، عصمة بن حماد را با هزار كس به همدان فرستاد و جنگ ولايتهاى جبل را به دو سپرد و دستور داد كه در همدان بماند و مقدمهء خويش را سوى ساوه فرستد . برادرش عبد الرحمان را به جاى وى بر كشيكبانان گماشت . فضل بن ربيع و على بن عيسى به ترغيب محمد پرداختند و او را بر مىانگيختند كه مأمون را خلع كند