محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5409
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اطراف قصر ابو جعفر ميدانى براى چوگان بازى بسازند و شاعرى از بغداد دربارهء آن چنين گفت : ( 373 « امين خداى ميدانى بساخت . « و عرصه را بستان كرد « كه غزالان در آنجا قامت افراشتهاند . « و در آنجا غزالان را به دو هديه مىكنند . » در اين سال ام جعفر با همهء خزينه ها و چيزهاى ديگر كه در رقه داشت از آنجا بيامد ، در ماه شعبان ، پسرش محمد در انبار با همه سران بغداد از او پيشواز كرد مأمون به كار خراسان و نواحى آن تا رى كه به دو سپرده بود مىپرداخت با امين مكاتبه مىكرد و هديه هاى بسيار براى او مىفرستاد . نامه هاى احترام آميز مأمون با هديه ها از تحفه هاى خراسان از كالا و ظروف و مشك و اسب و سلاح پياپى به محمد مىرسيد . در اين سال هرثمه وارد حصار سمرقند شد و رافع به شهر درونى [ 1 ] پناه برد . رافع به تركان نامه نوشت كه به نزد وى آمدند و هرثمه ميان رافع و تركان قرار گرفت ، پس از آن تركان برفتند و رافع ضعيف شد . در اين سال نقفور شاه روم در جنگ بر جان كشته شد ، چنان كه گفتهاند ، مدت پادشاهى وى هفت سال بود و پس از وى استبراق پسر نقفور كه زخمدار بود به پادشاهى رسيد و دو ماه بماند آنگاه بمرد و ميخائيل پسر جرجس شوهر خواهر وى به پادشاهى رسيد . در اين سال داود بن عيسى عباسى كه ولايتدار مكه بود سالار حج شد . در اين سال محمد بن هارون ، برادر خويش قاسم بن هارون را بر آن قسمت از عمل جزيره كه پدرش هارون وى را بر آن گماشته بود ، باقى نهاد ، خزيمة بن خازم را عامل جزيره كرد و قاسم را بر قنسرين و عواصم به جا نهاد .
--> [ 1 ] عبارت متن : المدينة الداخله ، ظاهرا قسمت مركزى و استوار شهر كه آن را ارك نيز مىگفتهاند ( م )