محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5373
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« چنان كه گويى هيچكس در آن جا نداشته بود « در مقابل صفصاف بماند تا آن را به غارت داد ، « و سرسختترين حريفان در مقابل وى بود . « چشمها به چهرهء او فرا مىنگرد . « و هرگز ديدگان كسى همانند هارون نديده . « شاهان بنى هاشم را به دور وى مىبينى « چنان كه ستارگان درخشان به دور ماه جاى دارد « دو دست وى بزرگان قريش را مىكشاند « و هر دو دست وى براى كسان درياى موج افكن است . « وقتى مردمان ابرها را نيابند « دو دست تو جاى ابرهاى باران را بگيرد . « قريش از روى اعتماد « كارهاى خويش را به تو سپردند « چنان كه مسافر عصاى خويش را مىافكند . « كارها را به وراثت پيمبر عهده كردى . « يعنى سرانجام به اهل آن رسيد « در عدالت و بخشش جانشين مهدى شدى « كه بخشش متروك نماند « و حكومت قرين ستم نشود . « پسران عباس ستارگان نور افشانند « كه وقتى ستاره اى نهان شود « يكى ديگر درخشان ، نمايان شود « اى پسران سقايتگر حاج !