محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5360
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نزد آنها هست بگيرى و ما بينشان به حق و عدالت كار كنى و چون در اين باب به نهايت دقت و مراقبت رسيدى خاين و فرزندان و مردم خاندان و دبيران و عاملانش را در بند و به حالى از زبونى و خفت كه به سبب اعمالشان در خور آن شدهاند به نزد امير مؤمنان فرستى كه « خداى ستمگر بندگان خويش نيست . » [ 1 ] « سپس آنچه را امير مؤمنان دستورت داده به كار بند و سوى سمرقند رو و بكوش تا همراهان خامل [ 2 ] و موافقان عقيدت وى را از مردم ولايتهاى ما وراء النهر و طخارستان كه مخالفت و مقاومت نمودهاند دعوت كنى كه باز آيند و آنچه را امير مؤمنان به تو سپرده ميانشان رواج دهى كه اگر پذيرفتند و سوى آنچه مايهء صلاحشان است باز آمدند و گروههايشان را پراكندند ، همانست كه امير مؤمنان مىخواهد كه ببخشدشان و از آنها در گذرد ( 337 كه رعيت وى بودهاند كه از پس آن كه مقصودشان را انجام داده و ترسشان را به ايمنى آورده و ولايتدارى كسى را كه از ولايتدارى وى كراهت داشتهاند به سر برده و دستور داده تا در كار حقوق و مظالمشان انصاف كنند ، اين كار نيز بر امير مؤمنان فرض است . « و اگر به خلاف گمان امير مؤمنان عمل كردند حكم خداى را دربارهء آنها روان كن كه طغيان كردهاند و سركشى آوردهاند و سلامت را نخواستهاند و از آن سرباز زدهاند كه امير مؤمنان آنچه را به عهده داشت انجام داد كه تغيير آورد و عقوبت كرد و معزول كرد و بدل آورد و از حادثه انگيزان در گذشت و عصيانگران را بخشيد و از پس اين دربارهء مخالفتى كه كنند و عنادى كه بنمايند خداى را شاهد مىكند و شهادت خداى بس كه قوت و نيرويى جز به وسيلهء خداى والاى بزرگ نيست كه به دو تكيه مىكند و سوى او باز مىگردد . « اسماعيل بن صبيح نوشت ، پيش روى امير مؤمنان . »
--> [ 1 ] وَأَنَّ الله لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ 8 : 51 . سورهء 8 آيه 51 [ 2 ] به معنى گمنام و بر سبيل تحقير : رافع را به اين نام خوانده است م