محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5330

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بازگشت تا مقابل نقفور اردو زد و بازنگشت مگر وقتى راضى شد و بدانچه مىخواست رسيد . ابو العتاهيه در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « بدانيد كه هرقله بانگ خراب زد « به سبب شاهى كه به كار صواب موفق بوده . « هارون غرش مرگ مىكرد « و با شمشير بران تهديد مىكرد . « و پرچمهايى كه ظفر در آن حلول كرده بود « چنان مىگذشت كه گفتى پاره هاى ابر بود . « امير مؤمنان ظفر يافتى « سالم باش و از غنيمت و بازگشت خوشدل باش . » به گفتهء واقدى در اين سال ، ابراهيم بن عثمان بن نهيك كشته شد . اما غير واقدى گويد به سال صد و هشتاد و هشتم بود . سخن از اينكه چرا ابراهيم بن عثمان كشته شد ؟ صالح نابينا كه در ناحيهء ابراهيم بوده بود گويد : ابراهيم بن عثمان از جعفر بن - يحيى و برمكيان بسيار ياد مىكرد و از غم آنها و دوستداريشان مىگريست چندانكه از حد گريستن گذشت و به صف خونخواهان و كينه جويان در آمد و چنان شد كه وقتى با كنيزكان خود خلوت مىكرد و مىنوشيد و نبيذ در او نيرو مىگرفت مىگفت : « غلام ( 311 ذو المنيه شمشير مرا بيار . » كه شمشير خويش را ذو المنيه ناميده بود . غلامش شمشير را مىآورد كه آن را از نيام مىكشيد و مىگفت : « واى جعفرم ، واى سرورم ، به خدا به زودى قاتل ترا مىكشم و انتقام خونت را مىگيرم . » و چون اين كار وى