محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5296

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىخواست نزديك وى باشد . و چون به بغداد رسيد پس از مدتى از آنجا به قرماسين رفت ، و اين به سال صد و هشتاد و نهم بود ، گروهى از قاضيان و ديگران را آنجا برد و شاهدشان كرد كه هر چه مال و خزينه و سلاح و مركب و چيزهاى ديگر در اردوگاه اوست به تمام از آن عبد الله مأمون است و به هيچ روى و به هيچ سبب چيزى كم و بيش آنجا ندارد و بيعت مأمون را با كسانى كه همراه وى بودند تجديد كرد . هرثمة ابن اعين را نيز به بغداد فرستاد كه بار ديگر از محمد بن هارون امير مؤمنان و كسانى كه با وى بودند مطابق نسخه اى كه در مكه از او گرفته بود براى عبد الله و قاسم بيعت گرفت و كار قاسم را به عبد الله واگذاشت كه وقتى به خلافت رسيد او را خلع كند يا ابقاء كند . گويد : ابراهيم موصلى در بارهء بيعتى كه هارون در كعبه براى پسران خويش گرفته بود شعرى گفت بدين مضمون : « بهترين كارها از لحاظ سر انجام « و شايسته ترين كارها براى كامل بودن « كارى است كه رحمان استوارى آن را « در بيت الحرام مقرر كرده است . » ( 287 آنگاه سال صد و هشتاد و هفتم در آمد . سخن از حوادثى كه به سال صد و هشتاد و هفتم بود از جمله حوادث سال آن بود كه رشيد ، جعفر بن يحيى بن خالد را كشت و برمكيان را از ميان برداشت .