محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5293

تاريخ الطبرى ( فارسي )

موالى وى و حافظ خلافت و قدرتى كه به رعايت و اكرام به دو داده ، در كارهاى مقدم و مؤخر وى عنايت كرده و در مشرقها و مغربهاى زمين وى را نعمت نصرت و تأييد داده و نگهبان و حافظ و كفايتگر او بوده از همه مخلوق ، كه نعمتهاى وى مورد ستايش است ، و به معرض مسئلت كه فرمان و اكرام نكوى خويش را دربارهء امير مؤمنان كامل كند و او را ملهم دارد كه به اعمال مورد رضاى وى قيام كند كه موجب مزيد تفضل وى شود . « از جمله نعمتهاى خداى عز و جل به نزد امير مؤمنان و به نزد تو و به نزد عامهء مسلمانان آن بود كه محمد و عبد الله دو پسر امير مؤمنان را به نيكوترين وضعى كه امت اميد داشت و انتظار مىبرد رسانيد و محبت و مودتشان را در دل همگان افكند كه بدانها اطمينان يابند ( 284 و در كار دين و قوام امور خويش و ايجاد الفت و صلاح جماعت و دفع محذور و مكروه پراكندگى بدانها تكيه كنند ، تا آنجا كه زمام خويش را به آنها سپردند و با آنها بيعت كردند با پيمان و قرار و قسمهاى مؤكد ، كه خداى آن را خواسته بود و رد كردنى نبود و نافذ كرده بود كه هيچكس از بندگان توان شكستن و از جاى بردن آن نداشت و محبت و مشيت او را كه در علمش سابقه داشت تغيير نمىتوانست داد . امير مؤمنان اميد دارد كه از اين روى نعمت بر او و بر همهء امت و آنها تمام شود كه دستور خداى تعرضپذير نيست و قضاى وى را رد نمىتوان كرد و داورى وى برگشت ندارد . « از آن وقت كه امت بر بيعت محمد بن امير مؤمنان از پى امير مؤمنان و عبد الله بن - امير مؤمنان از پى محمد بن امير مؤمنان ، اتفاق كرده بودند امير مؤمنان براى تعيين مصلحت آنها و همهء رعيت و اتفاق كلمه و جلوگيرى از شكاف و رفع تفرقه و قطع كيد دشمنان نعمت از اهل كفر و نفاق و دغلى و خلاف و بريدن طمعشان از فرصت محتمل كه اميد درك آن و كاستن حق اين دومى داشتند پيوسته در انديشه و تدبر و نظر و تأمل بود و در اين باب از خداى خير مىخواست و مسئلت داشت كه وى را به كار مصمم كند خير آنها و همه امت باشد و موجب نيرومندى در كار و حق خدا شود و مقاصدشان مؤتلف كند كه ميانشان