محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5239

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وى فرزند تو است و خلافت وى از آن تست . گويد : فضل به دو وعده داد كه چنين كند و بدين كار پرداخت و چنان بود كه جمعى از بنى عباس آرزوى خلافت داشتند ، از پى رشيد ، كه وى را وليعهد نبود و چون براى وى بيعت گرفت ، بيعت وى را نپسنديدند كه خردسال بود . گويد : وقتى فضل ولايتدار خراسان شد مصمم بود براى محمد بيعت بگيرد . محمد بن حسين گويد : وقتى فضل بن يحيى به خراسان رفت ميان آنها مالها بخش كرد و سپاهيان را عطيه هاى پياپى داد . آنگاه بيعت محمد بن رشيد را آشكار كرد و كسان براى وى بيعت كردند و او را امين ناميد و نمرى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « در مرو ، دستان عرب و عجم « با توفيق به دست فضل رسيد ( 241 « براى بيعت وليعهد كه فضل « آن را با نيكخواهى و مهربانى و علاقه « استوار كرد « فضل براى برگزيده و نخبهء بنى عباس « پيمانى را استوار كرد كه شكست ندارد . » گويد : وقتى خبر به رشيد رسيد كه مردم مشرق بيعت كرده‌اند براى محمد بيعت گرفت و به آفاق نوشت كه در همه شهرها براى او بيعت گرفتند و ابان لاحقى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « اى امير مؤمنان ، با رأى رهيافته « تصميمى گرفتى قرين هدايت . « ستايش خدا را كه ستايش از آن اوست . »