محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5231
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سال . تولد مأمون نيز به شب جمعه نيمهء ماه ربيع الاول بود . در اين سال رشيد ، يحيى بن خالد را وزارت داد و به دو گفت : « كار رعيت را به تو واگذاشتم و آن را از گردن خويش به عهدهء تو نهادم . دربارهء آن به ترتيبى كه صواب مىبينى حكم كن ، هر كه را مىخواهى به كار گمار و هر كه را مىخواهى معزول كن و كارها را مطابق راى خويش روان كن » و انگشتر خويش را به دو داد . راوى گويد : ابراهيم موصلى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « مگر نديدى كه خورشيد بيمار بود « و چون هارون خليفه شد « به بركت امين خداى هارون بخشنده « نور خورشيد درخشان شد « كه هارون عهده دار خلافت است « و يحيى وزير آن است . » ( 234 راوى گويد : خيزران ناظر كارها بود و يحيى به دو گزارش مىداد و مطابق رأى وى كار مىكرد . در اين سال هارون بگفت تا سهم ذوى القربى را ميان بنى هاشم به مساوات تقسيم كردند . و هم در اين سال هر كه را گريزان يا نهان بود امان داد بجز تنى چند از زنديقان كه يونس بن فروه و يزيد بن فيض از آن جمله بودند . از جمله طالبيانى كه قيام كردند طباطبا بود كه نامش ابراهيم بود ، پسر اسماعيل . و نيز على بن حسن بن - ابراهيم . و هم در اين سال رشيد ، همهء مرزها را از جزيره و قنسرين جدا كرد ، و آن را ولايتى جداگانه كرد كه عواصم نام يافت . و هم در اين سال طرسوس به دست ابو سليم فرج ، خادم ترك ، آباد شد و كسان