محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5068

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و هم در اين سال ، مهدى ، عبد الملك بن شهاب مسمعى را از راه دريا به هندوستان فرستاد و دو هزار كس از مردم مقيم بصره را از همهء ولايتها براى وى به مزد وى گرفت با هزار و پانصد كس از داوطلبانى كه در مرزها مىماندند . يك سردار از مردم شام را نيز به نام ابن حباب مذحجى همراه وى كرد با هفتصد كس از مردم شام ، از داوطلبان بصره نيز هزار كس با اموالشان با وى برون شدند ( 117 و چنان كه گفته‌اند ربيع بن اصبح نيز با اين گروه بود . از اسواريان و سباجه نيز چهار هزار كس با وى بودند . عبد الملك بن شهاب جارودى سالار هزار داوطلب بصره بود . پسرش غسان بن عبد الملك نيز سالار دو هزار مزدور بصره بود . عبد الواحد پسر ديگر عبد الملك سالار هزار و پانصد داوطلب مقيم مرزها بود ، يزيد بن حباب نيز با ياران خويش جدا بود . گويد : پس همگى حركت كردند ، مهدى براى تجهيز اين گروهها تا به هنگام حركت ابو القاسم ، محرز بن ابراهيم را فرستاده بود . پس راه خويش را پيش گرفتند تا به سال صد و شصتم به شهر بار بد رسيدند كه از ولايت هند بود . و هم در اين سال معبد بن خليل كه از جانب مهدى عامل سند بود ، در آنجا درگذشت و مهدى با مشورت ابو عبيد الله وزير خويش ، روح بن حاتم را به جاى وى گماشت . در اين سال مهدى بگفت تا هر كه را در زندان منصور بود آزاد كنند ، مگر كسى كه چيزى به گردن داشت بابت ديه يا قتل يا بكوشش در تباهكارى شهره بود يا مظلمه يا حقى از ديگرى بنزد وى بود ، كه آزاد شدند از جمله كسانى كه از زندان مطبق آزاد شدند يعقوب بن داود وابستهء بنى سليم بود . حسن بن ابراهيم طالبى نيز با وى در اين زندان محبوس بوده بود . و هم در اين سال مهدى ، حسن بن ابراهيم را از زندان مطبق كه در آنجا محبوس بوده بود به نزد نصير خادم انتقال داد و آنجا محبوس داشت .