محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5184
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« دراز باشد و در مقابل آن « عمرها كوتاه باشد « شاهى كه گويى مرگ پيرو فرمان اوست « چندان كه گويند ، تقديرها اطاعت او مىكنند . » فضل بن اسحاق هاشمى گويد : وقتى حسين بن على در مدينه قايم كرد عامل آنجا عمرى بود و تا حسين در مدينه بود عمرى مخفى بود ، تا او سوى مكه رفت . هادى ، سليمان بن ابى جعفر را به تصدى مراسم حج فرستاده بود . كسانى از خاندان عباس بن محمد و موسى بن عيسى و اسماعيل بن موسى كه قصد حج داشتند با وى برفتند . از راه كوفه ، محمد بن سليمان نيز با تنى چند از فرزندان جعفر بن سليمان از راه بصره برفتند . از جمله وابستگان ، مبارك ترك و مفضل خادم و صاعد ، وابسته هادى همراه بودند . كارها با سليمان بود از جمله سران به نام ، يقطين بن موسى همراه بود و عبيد بن يقطين و ابو الورد ، عمر بن مصرف ، و چون خبر يافتند كه حسين و يارانش سوى مكه روان شدهاند ، فراهم آمدند و سليمان بن ابى جعفر را به سبب سالارى كه داشت سر خويش كردند . ابو كامل ، غلام اسماعيل ، سالار پيشتازان شده بود كه در فخ به دو رسيدند . عبيد الله بن قثم را در مكه نهادند كه به كار آنجا و مردمش پردازد . گويد : عباس بن محمد آنها را به سبب حادثاتى كه آورده بودند امان داده بود و تعهد كرده بود كه نيكى كند و خويشاونديشان را رعايت كند . ( 200 فرستاده شان در اين باب مفضل خادم بود اما از پذيرفتن آن سر باز زدند . عاقبت نبرد رخ داد و كسان كشته شدند و علويان هزيمت شدند كه ميانشان نداى امان دادند و گريخته اى را دنبال نكردند . گويد : از جمله گريختگان يحيى و ادريس پسران عبد الله بن حسين بودند . ادريس در ديار مغرب به قوم تاهرت پيوست و به آنها پناه برد كه وى را بزرگ داشتند و همچنان به نزد آنها بود تا در كار وى تدبير كردند و حيله آوردند كه هلاك