محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5167

تاريخ الطبرى ( فارسي )

برداشت بر آن صبر بايد كرد . » ( 187 خلافت هادى در اين سال ، به روز در گذشت مهدى ، براى موسى بن محمد بن عبد الله بن - محمد بن على بن عبد الله بن عباس بيعت خلافت كردند . موسى به گرگان بود و با مردم طبرستان نبرد مىكرد . در گذشت مهدى به ما سبذان بود ، پسرش هارون نيز با وى بود . ربيع وابسته اش به بغداد بود كه وى را در آنجا به جا نهاده بود . گويند : وقتى مهدى در گذشت ، غلامان و سرداران به نزد پسر وى هارون فراهم آمدند و گفتند : « اگر سپاه از درگذشت مهدى خبر يابد از فتنه ايمن نخواهى ماند . رأى درست اين است كه او را ببرند و ميان سپاهيان نداى رحيل دهى تا وى را در بغداد به خاك كنى . » هارون گفت : « پدرم يحيى بن خالد برمكى را به نزد من بخوانيد . » گويد : و چنان بود كه مهدى همه مغرب را از انبار تا افريقيه به هارون سپرده بود و به يحيى بن خالد دستور داده بود آن را عهده كند كه كارها و ديوانها با وى بود و بدان مىپرداخت و در كارها نايب هارون بود تا مهدى در گذشت . گويد : يحيى بن خالد پيش هارون رفت كه به دو گفت : « پدر جان در باره گفتار عمر بن بزيع و نصير و مفضل چه مىگويى ؟ گفت : « چه مىگويند ؟ . » هارون به دو خبر داد كه گفت : « راى من چنين نيست . » گفت : « براى چه ؟ » گفت : « از آن رو كه اين نهان نمىماند و بيم هست كه اگر سپاهيان بدانند در كجاوه وى آويزند و گويند رها نمىكنيم تا مقررى ما را براى مدت سه سال و بيشتر