محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4684
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حوادثى كه به سال صد و سى و هفتم بود از جمله حوادث سال آن بود كه ابو جعفر منصور از مكه بيامد و در حيره منزل گرفت و ديد كه عيسى بن موسى سوى انبار رفته و طلحة ابن اسحاق بن محمد بن اشعث را در كوفه جانشين خويش كرده ابو جعفر وارد كوفه شد و به روز جمعه نماز جمعه را با مردم آنجا بكرد و با آنها سخن كرد و معلومشان داشت كه از پيش آنها مىرود . ابو مسلم در حيره بنزد ابو جعفر رفت ، آنگاه ابو جعفر سوى انبار رفت و آنجا اقامت گرفت و به فراهم آوردن اطراف خويش پرداخت . وليد ، به نقل از پدرش گويد : عيسى بن موسى بيت المالها و خزينه ها و ديوانها را به تصرف آورده بود كه ابو جعفر به انبار رفت و كسان با وى بيعت خلافت كردند و از پى وى با عيسى بن موسى . و او كار را به ابو جعفر سپرد . گويد : و چنان بود كه ابو العباس پيش از مرگ خويش دستور داده بود با ابو جعفر بيعت كنند و عيسى بن موسى ابو غسان را كه نامش يزيد بن زياد بود و حاجب ابو العباس بود ، براى بيعت ابو جعفر پيش عبد الله بن على فرستاده بود . ابو غسان به به نزد عبد الله بن على رسيد كه بر دهانه تنگه ها بود و آهنگ روم داشت ، وقتى ابو غسان با خبر مرگ ابو العباس به نزد وى رسيد ، در جايى بود به نام دلوك و گفت تا بانگزنى بانگ نماز جماعت داد و سرداران و سپاهيان به دور وى فراهم آمدند كه نامهء وفات ابو العباس را براى آنها بخواند و كسان را سوى خويش خواند و با آنها گفت كه وقتى ابو العباس مىخواست سپاه سوى مروان بن محمد فرستند ، فرزندان پدر خويش را پيش خواند و خواست آنها را سوى مروان بن محمد روانه كند و گفت : « هر كس از شما داوطلبانه سوى وى رود وليعهد من است » اما كسى جز من داوطلب نشد و بر اين قرار ، از پيش وى برفتم و آن كسان را كه كشتم بكشتم .