محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4676

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شاوغر صلح خواستند كه پذيرفته شد . عيسى بن ماهان در مقابلهء بشام كارى از پيش نبرد تا وقتى ابو مسلم به شانزده نامه دست يافت كه عيسى بن ماهان به كامل بن مظفر يار ابو مسلم نوشته بود كه ضمن آن ابو داود را تحقير كرده بود و او را به تعصب منتسب داشته بود و اينكه عربان و قوم خويش را بر مردم ديگر از اهل دعوت برترى مىدهد و در اردوى وى سى و شش سرا پرده براى امان واهان هست . گويد : ابو مسلم نامه ها را پيش ابو داود فرستاد و به دو نوشت : « اين نامه هاى اين بومى است كه وى را همسنگ خويش كرده اى كار وى با تو است . » گويد : ابو داود به عيسى بن ماهان نوشت و دستور داد از مقابل بسام پيش وى بازگردد . و چون بنزد وى آمد او را بداشت و به دست عمر النغم داد كه بنزد وى زندانى شد . پس از دو سه روز وى را خواست و به يادش آورد كه او را بر آورده و بر فرزند خويش مرجح داشته ، كه بدين مقر شد . ابو داود گفت : « پاداش عمل من اين بود كه در باره‌ام سعايت كردى و قصد كشتن من داشتى ! » عيسى اين را منكر شد ، ابو داود نامه هاى وى را در آورد كه انكار نكرد . پس همان روز ابو داود دو حد به او زد كه يكى به سبب حسن بن حمدان بود . آنگاه ابو داود گفت : « من گناه ترا به خودت واگذاشتم اما سپاهيان بهتر دانند . » پس او را با بندها برون بردند . و چون از سرا پرده ها برون شد حرب بن زياد و حفص بن - دينار وابستهء يحيى بن حصين بر او تاختند و او را با گرز و تبر زين بزدند كه به زمين افتاد آنگاه مردم طالقان و ديگران سوى او دويدند و در جوالش كردند و با گرزها چندان بزدند كه بمرد . ابو مسلم نيز سوى مرو بازگشت . در اين سال ، سليمان بن على سالار حج شد ، وى عامل بصره و توابع بود . قضاى آنجا با عباد بن منصور بود . عامل مكه عباس بن عبد الله بن معبد بن عباس بود . عامل مدينه