محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4656
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر نبود با يزيد - ابن عمر بن هبيره در واسط در اين سال ، ابو العباس ، برادر خويش ، ابو جعفر ، را براى نبرد يزيد بن عمر بن هبيره به واسط فرستاد . از پيش كار سپاه خراسان را كه همراه قحطبه و پس از وى همراه پسرش حسن ، با ابن هبيره تلاقى كردند و هزيمت وى را كه با سپاهيان شامى همراه خويش به واسط رفت و آنجا حصارى شد ياد كردهام . ابو السرى گويد : وقتى ابن هبيره هزيمت شد كسان از اطراف وى پراكنده شدند ، وى كسانى را بر بنه ها گماشت كه اموال را ببردند حوثره به دو گفت : « اينك كه يار آنها كشته شده كجا ميروى ؟ سوى كوفه برو كه سپاه فراوان دارى و با آنها نبرد كن تا كشته شوى يا ظفر يا بى . » گفت : « به واسط مىرويم و مىانديشيم . » گفت : « پيش از اين نمىكنى كه او را بر خويش تسلط مىدهى و كشته مىشوى . » يحيى بن حصين به دو گفت : « چيزى پيش مروان نخواهى برد كه به نظرى وى بهتر از اين سپاهيان باشد ، بر كنار فرات برو تا پيش وى رسى . مبادا به واسط روى كه حصارى مىشوى و از پس حصارى شدن بجز كشته شدن نيست . » گويد : اما نپذيرفت . و چنان بود كه از مروان بيمناك بود كه مروان در بارهء چيزى به او مىنوشته بود و او مخالفت مىكرده بود و بيم داشت اگر پيش وى رود كشته شود . پس به واسط رفت و وارد آنجا شد و حصارى شد . گويد : ابو سلمه حسن بن قحطبه را فرستاد ، حسن و ياران وى خندق زدند و ما بين زاب و دجله جاى گرفتند . حسن سرا پرده هاى خويش را مقابل در مضمار به پا -