محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5054
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اى نفس اگر نيت بد داشته اى « يا نيت نكو داشته اى « همه از آن تست . « تعاقب روز و شب « و گردش ستارگان در فلك « براى آنست كه وقتى « شاهى پادشاهى بسر رفت « شاهى او را به شاهى ديگر « انتقال دهد « تا به شاهى رسيد كه قدرت شاهى او « مشترك نيست « مبدع زمين و آسمان « و ميخ كننده كوهها « كه فلك به فرمان اوست . » [ 1 ] گويد : ابو جعفر گفت : « به خدا اينك وقت مرگ من است . » عبد العزيز بن مسلم گويد : روزى به نزد منصور رفتم ، سلام گفتم اما متحير بود و جواب نيارست گفت و چون ديدم ، برخاستم كه باز گردم پس از مدتى به من گفت : « به خواب ديدم كه يكى اشعارى براى من مىخواند به اين مضمون : « اى برادر آرزوهاى خويش را سبك كن « كه گويى اجلت فرا رسيده « روزگار تغييرات خويش را به تو وانموده « اگر ناقص شده زبون مىجويى ، تو همانى .
--> [ 1 ] در متن شعر است .