محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5051

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« پسركم ، سلطه ، ريسمان استوار خداست و دستاويز محكم وى و دين قايم خداى ، به حفظ و رعايت آن كوش و مصونش دار و از آن دفاع كن - ملحدان را از ميان بردار و منحرفان را از ريشه برانداز و از دين برونشدگان را با عقوبت بكش و اعضا ببر و از آنچه خداى در آيات محكم قرآن دستور داده تجاوز مكن . به عدالت حكم كن و ستم مكن كه عدالت فتنه را قطع مىكند و دشمن را از ميان مىبرد و علاجى سودمند است . از غنيمت به دورباش كه با وجود آنچه براى تو به جا مىنهم بدان نياز ندارى . كار خويش را با رعايت خويشاوند و نيكى با نزديكان آغاز كن . از تبعيض و اسراف اموال رعيت بر كنار باش . مرزها را تقويت كن و اطراف را مضبوط بدار . راهها را امن نگهذار و در معيشت فراخى آر و عامه را آرامش ده و مرفه بدار و ناخوشاينديها را از آنها بردار . مال فراهم آر خزانه كن . از اسراف بپرهيز كه از اتفاقات بد ايمنى نيست و از حوادث مصونيت نيست كه رسم زمانه چنين است . تا توانى مرد و مركب و سپاه مهيا كن . كار امروز به فردا ميفكن كه كارها در هم شود و به تباهى افتد . در چاره حادثات به وقت وقوع به ترتيب تقدم بكوش و سرسختانه تلاش كن هنگام شب كسانى را براى دانستن آنچه به روز رخ مىدهد آماده كن . و هنگام روز كسانى را براى دانستن آنچه بشب رخ مىدهد آماده كن . كارها را به خويشتن قبضه كن . ملالت ميار . تنبلى مكن . نوميد مشو به پروردگار خويش خوش گمان باش و به عاملان و دبيرانت بدگمان . خويشتن را به مراقبت وادار . از كسانى كه شب را به در تو سر مىكنند دلجويى كن . كسان را آسان بپذير . در كار كسانى كه رو سوى تو مىآرند بنگر . چشمى را به آنها گمار كه خواب نيارد و كسى را كه بازيگوش نباشد . بيدار باش كه پدرت از وقتى كه به خلافت رسيد خواب نكرد و هر وقت چشمش گرم شد دلش بيدار بود . اين سفارش من است به تو و ترا به خداى مىسپارم . » گويد : آنگاه با مهدى بدرود كرد و هردوان بگريستند . سعيد بن هريم گويد : وقتى منصور در سالى كه بمرد به حج مىرفت مهدى او