محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5027
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اسماعيل بن ابراهيم فهرى گويد : منصور به روز عرفه در بغداد سخن كرد - بعضىها گفتهاند در ايام منى سخن كرد - و ضمن سخنان خويش گفت : « اى مردم ، من قدرت خدايم در زمين وى كه شما را به توفيق و تأييد وى راه مىبرم . من خزانه - دار غنيمت خدايم كه به مشيت وى عمل مىكنم و غنيمت را به ارادهء وى تقسيم مىكنم و به اجازهء وى عطا مىكنم ، خدا مرا قفل آن كرده و چون اراده كند كه مرا براى مقرريهاى شما و تقسيم غنيمت و روزيهايتان بگشايد ، بگشايد ، و چون اراده كند كه مرا بسته بدارد ، بسته بدارد . پس اى مردم به خدا رو كنيد و در اين روز شريف كه از تفضل خويش آنچه را در كتاب خويش معلوم داشته به شما بخشيده و او تبارك و تعالى فرموده : « اكنون دينتان را براى شما به كمال آوردم و نعمت خويش را بر شما تمام كردم و مسلمانى را دين شما انتخاب كردم . » [ 1 ] در اين روز از او بخواهيد كه مرا در كار صواب موفق بدارد و در كار هدايت تأييد كند و الهامم دهد كه با شما مهربان باشم و نيكى كنم ، مرا بگشايد تا عطيه ها و روزيهايتان را به عدالت تقسيم كنم كه او شنواست و نزديك . داود بن رشيد به نقل از پدرش گويد : منصور سخن كرد و گفت : « حمد خدايى را كه ستايش او مىكنم و از او كمك مىجويم و به دو ايمان دارم و بر او تكيه مىكنم ، شهادت مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست كه يگانه است و شريك ندارد . » گويد : يكى از جانب راست ميان سخن او دويد و گفت : « اى انسان ، به نام كسى كه از او ياد كردى تذكارت مىدهم . » گويد : سخن خويش را بريد و گفت : « از كسى كه خداى را به خاطر دارد و بدان تذكار مىدهد استماع مىكنم ، استماع مىكنم ، پناه بر خدا از اينكه ستمگرى لجوج باشم و در كار گناه مغرور ، كه در اين صورت گمراه خواهم بود . و تو اى گوينده
--> [ 1 ] الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً 5 : 3 ( مائده / آيه 5 )