محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5024

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« بر خوان امير مؤمنان شراب نمىنوشند . » پس بختيشوع شام خورد و از آب دجله نوشيد و روز بعد به آب دجله نگريست و گفت : « گمان نداشتم چيزى به جاى شراب تواند بود ، اينك آب دجله جاى شراب را ميگيرد . » حسن گويد : منصور به عامل خويش بر مدينه نوشت كه حاصل املاك را به فروش ، اما به كسى به فروش كه بر او مسلط باشيم و او بر ما مسلط نباشد : مفلسى كه مالى ندارد بر ما مسلط است كه به شكنجهء او نمىتوانيم پرداخت و مال ما به نزد وى از ميان مىرود ، اگر چه به قيمت خوب بخرد . به شخص متمكن كه انصاف مىكند و پرداخت مىكند به كمتر به فروش . ابو بكر هذلى گويد : ابو جعفر مىگفت : « كسى كه با وى نيكى كنند و تا به وقت مرگ آن را فراموش كند انسان نيست . » ابان بن يزيد عنبرى گويد : هيثم قارى بصرى به نزد منصور اين آيه را خواند : « * ( وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً 17 : 26 ) * » [ 1 ] يعنى : حق خويشاوند را به او بده و تنگدست و به راه مانده را نيز و به اسراف كردن مكوش . و منصور دعا گفتن آغاز كرد و گفت : « خدايا مرا و فرزندانم را در نعمتى كه از عطاى خويش به ما داده اى از اسراف بر كنار دار . » گويد : و نيز هيثم به نزد او اين آيه را خواند كه : « * ( الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ الله من فَضْلِه وَأَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً 4 : 37 ) * » [ 2 ]

--> [ 1 ] بنى اسرائيل آيه 28 [ 2 ] سوره النساء آيه 37