محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4984

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « او گوارش مىخورد كه غذايش را هضم مىكند اما هر روز چيزى از نيروى معده اش و پيه امعايش را مىكاهد و از شكم روش مىميرد . » گويد : به من گفت : « مثلى براى اين مىزنم ، اگر كوزه اى بر كرسىاى نهى و آجر نوى زير آن بنهى و قطره بريزد ، مگر قطره هايش به مرور زمان آجر را سوراخ نمىكند ؟ مگر ندانى كه هر قطره اى كاهشى ميارد ؟ » گويد : چنان كه گفته بود ابو جعفر از شكم روش مرد . بعضىها گفته‌اند : آغاز بيمارى وى كه از آن بمرد از گرمازدگى بود كه به سبب بر نشستن در گرماى سخت به دو رسيد . با وجود سنش مردى ، گرم مزاج بود و خلط صفراء بر او غالب بود ، پس از آن شكم روش گرفت و چنين بود تا وقتى به بستان ابن - عامر فرود آمد و بيماريش شدت يافت و از آنجا حركت كرد ، اما تا مكه نتوانست رفت در بئر ابن مرتفع فرود آمد و يك روز و شب آنجا ببود ، سپس از آنجا سوى بئر ميمون رفت و از ورود حرم مىپرسيد و وصيتى را كه مىخواست كرد ، با ربيع مىكرد و سحرگاه يا هنگام بر آمدن آفتاب آنجا بمرد . به شب شنبه هفت روز رفته از ذى حجه ، به هنگام وفات وى جز خادمانش و ربيع وابسته اش كسى به نزد وى حاضر نبود . گويد : ربيع مرگ وى را مكتوم داشت و زنان و كسان ديگر را از گريستن بر او و ناليدن منع كرد . وقتى صبح شد و كسان خاندان وى بنا به عادت حضور يافتند و در جايهاى خويش نشستند نخستين كسى كه خوانده شد عيسى بن على بود كه مدتى بماند ، آنگاه به عيسى بن موسى اجازه داده شد و در صورتى كه در ايام پيشين وى را در اجازهء ورود بر عيسى بن على مقدم مىداشتند . و همين مايهء بدگمانى شد . آنگاه به بزرگان و كهنسالان خاندان ، سپس به همگيشان اجازه داده شد و ربيع به دست موسى بن مهدى از آنها براى امير مؤمنان مهدى و از پى وى براى عيسى بن موسى بيعت گرفت تا از بيعت بنى هاشم فراغت يافت . آنگاه سرداران را پيش خواند كه بيعت كردند و هيچكس