محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4972

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس منصور بگفت تا نامه ها را دريدند و وى را به كارش باقى گذاشت . بعضىها گفته‌اند كه منصور ، محمد بن سليمان را از كوفه برداشت به سبب كارهاى زشتى كه از وى شنيده بود و وى را به ارتكاب آن متهم داشته بود ، كسى كه به منصور خبر داده بود مساور بن سوار جرمى سالار نگهبانان وى بود . گويد : حماد در بارهء مساور شعرى دارد به اين مضمون : « ترا از شگفتيهاى روزگار همين بس « كه من از قدرت جرميان بيمناكم . » در همين سال منصور ، حسن بن زيد را از مدينه برداشت و عبد الصمد بن على را بر آنجا گماشت . فليح بن سليمان را نيز به دو پيوست كه ناظر وى باشد . عامل مكه و طائف محمد بن ابراهيم بود . عامل كوفه عمرو بن زهير بود . عامل بصره هيثم بن معاويه بود . عامل افريقيه يزيد بن حاتم بود عامل مصر محمد بن سعيد بود . آنگاه سال صد و پنجاه و ششم در آمد . سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و پنجاه و ششم بود از جمله حوادث سال آن بود كه هيثم بن معاويه كه از جانب ابو جعفر عامل بصره بود به عمرو بن شداد كه از جانب ابراهيم بن عبد الله عامل فارس بود دست يافت كه در بصره كشته شد و آويخته شد . سخن از اينكه چگونه هيثم بن - معاويه بر عمرو بن شداد دست يافت ؟ معروف گويد : عمرو بن شداد يكى از خادمان خويش را تازيانه زد و او پيش عامل بصره آمد كه يا ابن دعلج بود و يا هيثم بن معاويه ، و عمرو بن شداد را به او نشان داد