محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4910
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وى در آب افتاده بودند . بعضىها گفتهاند كه ابراهيم بود كه آب انداخت تا نبردى وى از يكسو باشد و چون هزيمت شدند آب مانع فرارشان شد . راوى گويد : وقتى ياران ابراهيم هزيمت شدند ، ابراهيم ثبات كرد و جمعى از يارانش نيز با وى ثبات كردند و پيش روى او نبرد مىكردند . در تعداد اينان اختلاف كردهاند : بعضيها گفتهاند پانصد كس بودند ، بعضىها گفتهاند چهار صد كس بودند ، بعضى ديگر گفتهاند هفتاد كس بودند . محمد بن عمر گويد : وقتى ياران عيسى بن موسى هزيمت شدند و عيسى به جاى خويش ثابت ماند ، ابراهيم بن عبد الله با سپاه خويش بيامد و نزديك شد و غبار سپاه وى نزديك رسيد چندان كه عيسى و يارانش آن را مىديدند ، در اين اثنا سوارى بيامد و به تاخت بازگشت ، سوى ابراهيم مىرفت و سر چيزى نداشت وى حميد بن قحطبه بود ، كه زره خويش را عوض كرده بود و سر بندى زرد به سر بسته بود . كسان نيز تاختن آوردند و به دنبال وى رفتند ، هزيمتشدگان نيز بازگشتند و با حريفان در آميختند و با آنها نبردى سخت كردند و دو گروه همديگر را مىكشتند . گويد : حميد بن قحطبه بنا كرد سرها را به نزد عيسى بن موسى مىفرستاد تا وقتى كه سرى را آوردند كه جمعى بسيار همراه آن بود با سر و صدا ، كه گفتند : « سر ابراهيم ابن عبد الله است . » گويد : عيسى ، ابن ابى الكرام جعفرى را پيش خواند ، و سر را به دو نشان داد كه گفت : « اين نيست . » همه آن روز را نبرد مىكردند و عاقبت تيرى ناشناس بيامد كه دانسته نبود كى آن را انداخته و به گلوى ابراهيم بن عبد الله خورد كه از جاى خويش برفت و گفت : « مرا پياده كنيد . » وى را از مركبش پياده كردند كه مىگفت : « فرمان خدا به اندازهء معين است » [ 1 ]
--> [ 1 ] وَكانَ أَمْرُ الله قَدَراً مَقْدُوراً 33 : 38 ( احزاب آيه 38 )