محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4895

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خبر يافتند كه ابراهيم به دار الاماره رفته و سفيان را زندانى كرده ، پس ، چنان كه گويند با ششصد سوار و پياده و تير انداز به آهنگ وى برفتند . ابراهيم ، مضاء بن قاسم - جزرى را با هيجده سوار و سى پياده به مقابلهء آنها فرستاد كه مضاء آنها را هزيمت كرد و يكى از ياران وى به محمد رسيد و با نيزه به ران وى زد . بانگزن ابراهيم بانگ زد : فرارى را دنبال نكنيد و او بخويشتن برفت تا بر در زينب دختر سليمان بايستاد و براى خاندان سليمان نداى امان داد و اينكه كسى متعرض آنها نشود . بكر بن كثير گويد : وقتى ابراهيم بر جعفر و محمد غلبه يافت و بصره را بگرفت ، سيصد هزار در بيت المال يافت و بگفت تا آن را محفوظ دارند . به قولى در بيت المال دو هزار درهم يافت و از آن نيرو گرفت و براى هر كس پنجاه مقرر كرد . گويد : وقتى ابراهيم بر بصره تسلط يافت چنان كه گويند يكى را به نام حسين پسر ثولاء سوى اهواز فرستاد كه آنها را به بيعت دعوت كند ، وى برفت و از آنها بيعت گرفت و پيش ابراهيم بازگشت . گويد : پس از آن ابراهيم مغيره را با پنجاه كس فرستاد و چون مغيره به اهواز رسيد دويست كس به نزد او فراهم آمد . در آن وقت محمد بن حصين عامل اهواز بود از جانب ابو جعفر و چون ابن حصين از نزديك شدن مغيره خبر يافت با كسانى كه با وى بودند و چنان كه گويند چهار هزار كس بودند به مقابلهء وى رفت در يك ميلى قصبهء اهواز در محلى به نام دشت اربك تلاقى كردند كه ابن حصين و يارانش هزيمت شدند . و مغيره وارد اهواز شد . به قولى مغيره از آن پس كه ابراهيم از بصره سوى باخمرى رفت به اهواز رفت . محمد بن خالد مربعى گويد : وقتى ابراهيم بر بصره تسلط يافت و مىخواست