محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4637

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اما قبرى كه در حران است « و عصمت دين در آنجاست مرا بلرزانيد « در آن قبر امام و بهترين همه كسان « ميان تخته سنگها و سنگها و گل « جاى دارد « امامى آنجاست كه مصيبت وى عام است « و توانگر و مسكين را نيازمند كرده است « خدا مظلمه اى را بر مروان نبخشد « اما كسى را كه آمين گويد ببخشد . » در اين سال مروان بن محمد بن مروان بن حكم كشته شد . سخن از كشته شدن مروان و نبرد وى با كسانى از مردم شام كه مىخواستند در اثناى راه كه از تعاقب ميگريخت او را بكشند ابو هاشم ، مخلد بن محمد ، گويد : وقتى مروان از زاب هزيمت ميشد من در اردوگاه وى بودم . در اردوگاه وى در زاب يكصد و بيست هزار كس بود ، شصت هزار سپاه وى بود ، سپاه پسرش نيز همانند آن بود ، و زاب در ميانشان بود . عبد الله بن - على با همراهان خويش و ابو عون و جمعى از سرداران ، از جمله حميد بن قحطبه با وى تلاقى كردند ، و چون امويان هزيمت شدند مروان سوى حران رفت كه ابان بن - يزيد برادرزاده اش عامل آنجا بود . بيست و چند روز آنجا ببود و چون عبد الله بن على نزديك وى رسيد كسان و فرزندان و عيال خويش را برداشت و به فرار برفت و ابان بن يزيد را كه ام عثمان دختر مروان زن وى بود ، در شهر حران به جاى