محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4878

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از سبب قيام ابراهيم و كشته شدن وى كه چگونه بود ؟ محمد بن حفص به نقل از پدرش گويد : وقتى ابو جعفر ، عبد الله بن حسن را گرفت ، محمد و ابراهيم از اين بيمناك شدند و سوى عدن رفتند ، آنجا نيز بيمناك بودند و به دريا نشستند و سوى سند رفتند ، حضور آنها را به عمر بن حفص خبر دادند ، پس برون شدند و سوى كوفه آمدند كه ابو جعفر آنجا بود . منة دختر ابو المنهال گويد : ابراهيم در محلهء بنى ضبيعه در خانهء حارث بن عيسى جاى گرفت ، روزها ديده نمىشد ، كنيز فرزنددارش همراهش بود ، من با وى سخن مىكردم و نمىدانستم آنها كيستند . وقتى كه ابراهيم قيام كرد پيش آن زن رفتم و گفتم : « تو همان يار منى ؟ » گفت : « بله ، همانم ، به خدا از پنج سال پيش به يك جا آرام نگرفته‌ايم ، يك بار به فارس ، يك بار به كرمان ، يك بار به جبل ، يك بار به حجاز و يك بار به يمن بوده‌ايم . » مطهر بن حارث گويد : با ابراهيم از مكه در آمديم كه آهنگ بصره داشتيم ، ده كس بوديم ، در قسمتى از راه يك بدوى همراه ما شد به دو گفتيم : « نامت چيست ؟ » گفت : « فلان ، پسر ابو مصاد كلبى . » گويد : از ما جدا نشد تا نزديك بصره رسيديم . گويد : يكى از روزها رو به من كرد و گفت : « اين ابراهيم بن عبد الله نيست ؟ » گفتم : « نه ، اين يكى از مردم شام است . » گويد : و چون به يك منزلى بصره رسيديم ، ابراهيم جلو افتاد و ما از وى