محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4870

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كرد و در ديرى كه نزديك جاى قصر وى به نام قصر الخلد بود فرود آمد ، صاحب دير را پيش خواند ، بطريق ، صاحب آسياى بطريق و نيز صاحب بغداد و صاحب مخرم و صاحب دير موسوم به بستان القس و صاحب عتيقه را احضار كرد و از آنها در بارهء جاهايشان پرسيد ، كه از لحاظ گرما و سرما و باران و گل و پشه و حشرات چون است ، و هر كدامشان آنچه را مىدانستند با وى بگفتند . پس از آن كسانى را از جانب خويش فرستاد و به هر كدامشان دستور داد در يكى از دهكده هاى آنجا شب را سر كنند ، هر كدامشان شب را در يكى از دهكده هاى آنجا به سر كردند و خبر آن را بياوردند . گويد : آنگاه منصور با كسانى كه احضارشان كرده بود مشورت كرد و خبرهاشان را بدانست . همگيشان در برگزيدن صاحب بغداد همسخن شدند كه او را احضار كرد و با وى مشورت كرد و از او پرسش كرد ، وى همان دهقانى است كه تاكنون دهكده اش در چهار گوش معروف به نام ابو العباس طوسى به جاست و بناى گنبدهاى دهكده تا كنون به پاست و خانهء وى چنان كه بوده استوار است . دهقان گفت : « اى امير مؤمنان ، مرا از اين مكانها و خوش بودنش و جايى كه بايد از آن برگزيد ، پرسيدى . اى امير مؤمنان راى من اين است كه در چهار بلوك جاى گيرى كه دو بلوك بر سمت غربى است كه قطر بل است و با دور يا و دو بلوك بر سمت شرقى است كه نهر بوق است و كلواذى كه ميان نخل خواهى بود و نزديك آب ، اگر بلوكى خشك شود و آبادانى آن پس افتد در بلوك ديگر آبادانى باشد . تو اى امير مؤمنان بر كنار صراة هستى ، كشتيهاى آذوقه از مغرب بر فرات سوى تو مىآيد ، تحفه هاى مصر و شام به تو مىرسد كشتىهاى آذوقه از چين و هند و بصره و واسط از راه دجله به نزد تو مىرسد ، از ارمينيه و ولايتهاى مجاور آن آذوقه به تا مرا مىآيد و از آنجا به زاب مىرسد ، از روم و آمد و جزيره و موصل نيز ، از راه دجله آذوقه به نزد تو مىرسد . ميان رودها هستى كه دشمن جز از روى پل به تو نمىرسد