محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4861

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ماه رمضان سال صد و چهل و پنجم محمد كشته شد و سر او را پيش عيسى بن موسى بردند كه ابو الكرام را پيش خواند و سر را به دو نمود كه آن را بشناخت ، پس عيسى بن موسى سجده كرد و وارد مدينه شد و همه مردم را امان داد . بودن محمد از وقتى قيام كرد تا وقتى كشته شد دو ماه و هفده روز بود . در اين سال عيسى بن موسى كه پس از كشته شدن محمد بن عبد الله از مدينه مىرفت كثير بن حصين را جانشين كرد و او يك ماه ولايتدار مدينه بود . سپس عبد الله ابن ربيع حارثى از جانب منصور به ولايتدارى آنجا آمد . در اين سال ، سياهان در مدينه بر عبد الله بن ربيع بشوريدند ، كه از آنجا گريخت . سخن از خبر شورش سياهان مدينه به سال صد و چهل و پنجم و سببى كه انگيزهء آن بود حارث بن اسحاق گويد : رياح بن عثمان ، ابو بكر بن عبد الله بن ابى سيره را عامل زكات قبيلهء اسد و طى كرده بود و چون محمد قيام كرد ، ابو بكر هر چه را گرفته بود پيش وى آورد و با وى سخت بكوشيد . وقتى عيسى ، كثير بن حصين را بر مدينه جانشين كرد وى ابو بكر را بگرفت و هفتاد تازيانه زد و برهنه كرد و بداشت آنگاه عبد الله بن ربيع حارثى از جانب ابو جعفر به ولايتدارى آمد ، به روز شنبه پنج روز مانده شوال سال صد و چهل و پنجم . گويد : سپاهيان با بازرگانان در بارهء بعضى چيزها كه از آنها مىخريدند منازعه كردند ، جمعى از بازرگانان روان شدند و به خانهء مروان رفتند كه ابن ربيع آنجا بود و در آن باب به دو شكايت كردند كه توبيخشان كرد و ناسزا گفت كه سپاهيان در آنها طمع بستند و بد رفتارى افزودند . عمر بن راشد گويد : سياهيان چيزى از كالاى بازار را غارت كردند و صبحگاهان