محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4626
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و خاندان اوست و نام كسانى را كه با آنها بودند و محلشان را به دو خبر داد و اينكه ابو العباس او را پيش ابو سلمه فرستاده بود و صد دينار از او خواسته بود كه به كرايه شترانى كه بر آن آمده بودند به شتربان دهد ، اما ابو سلمه نداده بود . گويد : ابو حميد نيز پيش ابو الجهم رفت و وضع آنها را با وى بگفت . آنگاه ابو الجهم و ابو حميد با ابراهيم بن سلمه ، نبرد موسى بن كعب رفتند و ابو الجهم خبر را با آنچه ابراهيم بن سلمه گفته بود براى وى نقل كرد . موسى بن كعب گفت : « اين دينارها را با شتاب پيش وى فرست ، » و او را روانه كرد . ابو الجهم بازگشت و دينارها را به ابراهيم بن سلمه داد و وى را بر استرى نشانيد و دو كس را با وى همراه كرد كه وارد كوفه شدند . گويد : وقتى در اردوگاه شايع شد كه مروان بن محمد ، امام را كشته ، ابو الجهم به ابو سلمه گفت : « اگر امام كشته شده باشد ، از پس وى برادرش ابو العباس خليفه و امام است . » ابو سلمه گفت : « اى ابو الجهم ، ابو حميد را از رفتن به كوفه بازدار كه مردمى شايعه پراكن و مفسدند » . گويد : شب بعد ابراهيم بن سلمه بنزد ابو الجهم و موسى بن كعب رفت و پيامى از ابو العباس و مردم خاندان وى به آنها رسانيد ، و همان شب پيش سرداران و شيعيان رفت كه در خانهء موسى بن كعب فراهم آمدند . عبد الحميد بن ربعى و سلمه بن محمد و عبد الله طايى و اسحاق بن ابراهيم و شراحيل و عبد الله بن سام از آن جمله بودند با سرداران ديگر كه در بارهء رفتن پيش ابو العباس و مردم خاندان وى مشورت كردند و روز بعد نهانى برفتند و وارد كوفه شدند . پيشوايان قوم موسى بن كعب و قوم موسى بن كعب و ابو الجهم و ابو حميد محمد بن ابراهيم كه برفتند تا به خانهء وليد ابن سعد رسيدند و به نزد آنها وارد شدند . موسى بن كعب و ابو الجهم گفتند : « كدامتان ابوالعباسيد ؟ » به ابو العباس اشاره