محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4757

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اما او نخواست كه برود ، ابو الازهر او را رها كرد . تا وقتى راه خلوت شد ، با شمشير خويش چنان شكم او را دريد كه به يك طرف افتاد . راوى گويد : ابو جعفر از پس زياد ، محمد بن خالد را بر مدينه گماشت . حارث ابن اسحاق گويد : ابو جعفر پس از زياد ، محمد بن خالد را بر مدينه گماشت و دستور داد در كار جستجوى محمد بكوشد و دست او را در كار خرج براى جستجوى محمد باز نهاد . پس او با شتاب برفت ، اول رجب سال صد و چهل و يكم به مدينه رسيد . مردم مدينه از وى بىخبر بودند تا وقتى كه فرستادهء وى از شقره بيامد كه ميان اعوص و طرف بود در دو منزلى مدينه . گويد : محمد بن خالد هفتاد هزار دينار و هزار درهم در بيت المال يافت و آن را مصرف كرد و مالهاى فراوانى را كه در جستجوى محمد خرج كرده بود در محاسبهء خويش ثبت كرد . گويد : ابو جعفر ، محمد بن خالد را به كند كارى منسوب داشت و به دو نوشت كه مدينه و اطراف را بكاود . محمد بگفت تا ديوانيان براى كسانى كه بدين كار مىرفتند دستمزدى معين كنند ، براى رباع غاضرى دلقك دستمزد معين كردند ، وى با هزار دينار كه داشته بود با كسان داد و ستد مىكرده بود كه تلف شده بود . گويد : كسان به اطراف مدينه رفتند كه براى جستن محمد ، آنجا را بكاوند محمد قسرى كسان را گفت كه هفت روز در خانه هاى خويش بماندند و فرستادگان وى و سپاهيان بر خانه هاى كسان مىگذشتند و آنجا را مىكاويدند ، اما چيزى نمىيافتند . محمد براى ياران خويش مكتوبهايى نوشته بود كه بدان مشخص باشند و كسى متعرضشان نشود و چون ابو جعفر در كار محمد پيشرفتى نديد و مقدار مالى را كه خرج كرده بود بدانست معزولش كرد . ابن ضبه گويد : قضيهء محمد و ابراهيم براى ابو جعفر مشكل شد و كس فرستاد و ابو السعلاء را كه از مردم قيس بن عيلان بود پيش خواند و گفت : « واى تو ! مرا در بارهء