محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4622
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خداى عمل كنيم و با عامه و خاصه به روش پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم رفتار كنيم ، هلاكت ، هلاكت از آن بنى حرب بن اميه و بنى مروان باد كه به روزگار خويش دنيا را بر آخرت و خانهء فنا را بر خانهء بقا مرجح داشتند ، مرتكب گناهان شدند و با مردمان ستم كردند ، حرمتها را شكستند و در حريمها دويدند ، در رفتارشان با بندگان و روششان در ولايتها به ستم گراييدند ارتكاب گناه و خطا را خوش داشتند ، در راه معاصى چميدند و در عرصه هاى گمراهى دويدند ، خداى مىكشدشان كه از كيد وى ايمن بودند اما عذاب خداى شبانگاه كه خفته بودند بر آنها فرود آمد و حكايتها شدند و پراكنده شد و لعنت بر قوم ستمگر باد . خداى ما را بر مروان ظفر داد كه ( شيطان ) غرور آور او را نسبت به خدا مغرور كرده بود ، عنان دشمن خداى رها شده بود و به سر در آمد . دشمن خداى پنداشته بود كه به وى دست نخواهيم يافت ، دستهء خويش را بانگ زد و خدعه هاى خويش را فراهم كرد و دسته هاى سوار به كار انداخت ، اما پيش روى و پشت سر و به راست و به چپ خويش از كيد و شدت و عذاب خداى چندان ديد كه باطل وى را نابود كرد و ضلالتش را به پستى كشانيد و عزت و حرمت ما را تجديد كرد و حق و ميراثمان را به ما پس داد . « اى مردم ، امير مؤمنان كه خدايش نصرتى بزرگ دهد ، از پس نماز به منبر رفت كه نخواسته بود به گفتار جمعه چيزى را جز آن بياميزد و از آن پس كه در سخن پيش رفته بود شدت تبش از اكمال سخن باز داشت ، براى سلامت امير مؤمنان دعا كنيد كه خدا به جاى مروان دشمن خدا و خليفهء شيطان و پيرو سفلگان كه زمين را از پس صلاح به فساد كشانيدند و دين را تغيير دادند و حريم مسلمانان را شكستند ، به جاى وى جوان پير نماى و آرام روشن را آورد كه از اسلاف نيكو كار نيك روش خويش تبعيت مىكند . آنها كه با نشانه هاى هدايت و طرق پرهيزكارى زمين را از پس فساد به صلاح آوردند . » گويد : و كسان بانگ به دعا برداشتند .