محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4718
تاريخ الطبرى ( فارسي )
را كه در اردوگاه وى بود به تصرف آورد كه خزينه هاى ابو مسلم كه در رى به جا گذاشته بود از آن جمله بود . و اين چيزها را پيش ابو جعفر نفرستاد و بيمناك شد و ابو جعفر را خلع كرد . وى محمد بن اشعث خزاعى را با سپاهى فراوان به مقابلهء جهور فرستاد . محمد با وى تلاقى كرد و نبردى سخت كردند . نخبهء سواران عجم زياد و دلاستاخنج با جهور بودند . جهور و يارانش هزيمت شدند و از ياران وى بسيار كس كشته شد و زياد و دلاستاخنج اسير شدند . جهور گريخت و به آذربايجان رفت پس از آن در اسپاذرو دستگير شد و كشته شد . در اين سال ملبد خارجى كشته شد . سخن از خبر كشته شدن ملبد خارجى گويند : كه وقتى ملبد حميد بن قحطبه را هزيمت كرد و حميد از وى حصارى شد ابو جعفر عبد العزيز بن عبد الرحمان برادر عبد الجبار را سوى وى فرستاد و زياد ابن مشكان را نيز همراه او كرد . ملبد هفتاد سوار به كمين وى نهاد و چون با عبد العزيز تلاقى كرد كمين كردگان سوى وى آمدند و هزيمتش كردند و بيشتر يارانش را بكشتند . راوى گويد : پس از آن ابو جعفر خازم بن خزيمه را با حدود هشت هزار كس از مروروذيان سوى وى فرستاد . خازم برفت تا در موصل جاى گرفت و يكى از ياران خويش را سوى ملبد فرستاد . فعلگان نيز با وى همراه كرد كه سوى بلد رفتند و خندق زدند و بازارها بنا كردند . خبر به ملبد رسيد برون شد و در بلد در خندق خازم جاى گرفت . وقتى خبر به خازم رسيد به محلى در اطراف موصل رفت كه حصارى داشت و از آنجا اردو زد و چون ملبد خبر يافت از نزديك بلد از دجله گذشت و از آن سمت آهنگ موصل كرد