محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4595

تاريخ الطبرى ( فارسي )

احلم بن ابراهيم بن بسام ، وابستهء بنى ليث ، دربارهء سبب كشته شدن قحطبه گويد : وقتى قحطبه را در فرات ديدم كه اسبش او را پيش مىآورد و نزديك بود وى را به سمتى كه من و برادرم ، بسام . مقدمه دار قحطبه آنجا بوديم گذر دهد ، كسانى از فرزندان نصر بن سيار را كه كشته بود به ياد آوردم با چيزهاى ديگر كه از او به يادم آمد ، بر برادرم بسام نيز بيمناك بودم كه خبرى دربارهء وى به قحطبه رسيده بود و با خويش گفتم : اگر امشب نجات يا بى هرگز انتقامى نگيرم . گويد : پس ، پيش روى او رفتم ، اسبش او را بالا آورده بود كه از فرات برون شود ، من بر ساحل بودم ، با شمشير ضربتى به پيشانى وى زدم ، اسبش برجست و مرگش در رسيد و با سلاح خويش در فرات فرو رفت . راوى گويد : ابن حصين سعدى از پس مرگ ابراهيم اين را خبر داد و گفت : « اگر به هنگام مرگ ، به اين ، اعتراف نكرده بود ، از جانب وى چيزى نمىگفتم . » در اين سال محمد بن خالد پيش از آنكه حسن بن قحطبه وارد كوفه شود ، در آنجا قيام كرد و سياه پوشيد ، و عامل ابن هبيره از كوفه برون شد . پس از آن حسن وارد آنجا شد . سخن از خبر قيام محمد بن خالد و رفتن عامل ابن هبيره از كوفه و ورود حسن بن قحطبه به آنجا ابو مخنف گويد : محمد بن خالد شب عاشورا در كوفه قيام كرد ، عامل كوفه زياد بن صالح حارثى بود ، سالار نگهبانان آنجا عبد الرحمان بن بشير عجلى بود . محمد سياه پوشيد و سوى قصر رفت ، زياد بن قصر صالح و عبد الرحمان بن بشير عجلى و