محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4593
تاريخ الطبرى ( فارسي )
دست را با عمامه اى بستند . گفت : « اگر مردم مرا در آب افكنيد كه كسى كشته شدن مرا نداند . » گويد : آنگاه مردم خراسان حمله بردند و ابن نباته و مردم شام هزيمت شدند ، به تعقيب ما آمدند ، گروهى از ما به سمتى مىرفت ، گروهى از مردم خراسان به ما رسيدند كه مدتى دراز با آنها نبرد كرديم ، و عاقبت به كمك دو تن از مردم شام نجات يافتيم كه به دفاع از ما نبردى سخت كردند . يكى از خراسانيان به فارسى گفت : « اين سگان را ول كنيد . » [ 1 ] و از پيش ما بازگشتند . گويد : قحطبه بمرد و پيش از مردن گفت : « وقتى به كوفه رسيديد ، وزير امام ابو مسلمه آنجاست ، اين كار را به دو سپاريد . » دربارهء هلاكت قحطبه ، از مشايخ على بن محمد روايتى آوردهاند جز آنچه ياد كرديم ، از اين قرار كه وقتى قحطبه در سمت غربى فرات مقابل ابن هبيره رسيد پسر خويش حسن را با مقدمه فرستاد ، آنگاه به عبد الله طايى و مسعود بن علاج و اسد ابن مرزبان و يارانشان گفت بر اسبان خويش از فرات عبور كنند ، كه عبور كردند ، بعد از پسينگاه ، نخستين سوار از ياران ابن هبيره كه به مقابل آنها رفت ضربت نيزه خورد و پشت كردند و هزيمت شدند و برفتند تا به پل سورا رسيدند ، عاقبت ، سويد ، سالار نگهبانان ابن هبيره راهشان را بست و به چهرهء خودشان و اسبانشان زد و آنها را به محلشان باز پس راند كه پيش مسعود بن علاج و همراهان وى رسيدند و بر آنها فزونى گرفتند ، و اين به هنگام مغرب بود . قحطبه به مخارق بن غفار و عبد الله بن بسام و سلمة بن محمد كه با گروهى سوار بودند گفت كه عبور كنند و عقبدار مسعود بن علاج باشند . محمد بن نباته به مقابل آنها رفت و سلمه و همراهان وى را در دهكده اى بر كنار فرات محاصره كرد ، سلمه و همراهانش پياده شدند و كار نبرد بالا گرفت ، محمد بن نباته به سلمه و يارانش حمله مىبردند ، ده و بيست كس
--> [ 1 ] جمله در متن به عربى آمده .