محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4591
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : پس قحطبه كس به طلب وى فرستاد كه با ابو السندى و عون بيامدند و گدار را به قحطبه نشان دادند . شبانگاه مقدمهء ابن هبيره به نزد وى رسيد كه بيست هزار كس بودند و سالارشان ابن حوثره بود . ابن شهاب عبدى گويد : قحطبه در جباريه فرود آمد ، و گفت : « امام به من راست گفت كه نصرت در اين مكان است . » آنگاه مقرريهاى سپاه را بداد ، دبير وى شانزده هزار درم ، يك درم يا دو درم بيش يا كم ، به دو پس داد . قحطبه گفت : « تا وقتى كه بدين روش باشيد قرين تگى خواهيد بود . » گويد : پس سواران شام به نزديك وى رسيدند ، گدارى را به وى نشان داده بودند ، گفت : « در انتظار ماه حرامم و شب عاشورا . » و اين به سال صد و سى و دوم بود . اما روايت ابو مخنف چنين است كه گويد : قحطبه به محل گدارى رسيد كه به وى گفته بودند و اين به هنگام غروب آفتاب بود ، شب چهارشنبه هشت روز رفته از محرم سال صد و سى و دوم . وقتى قحطبه به گدار رسيد ، با گروهى از ياران خويش به آب زد و برفت و به ابن هبيره حمله برد ، اما يارانش روى بگردانيدند و هزيمت شدند ، پس از آن در فم النيل جاى گرفتند ، حوثره نيز برفت تا در قصر ابن - هبيره جاى گرفت ، صبحگاهان مردم خراسان كه امير خويش را از دست داده بودند فرو ماندند و حسن بن قحطبه سالار قوم شد . على بن شهاب عبدى گويد : قحطبه به پرچمدار خويش كه خيران ، يا يسار ، وابستهء او بود گفت : « عبور كن . » به بيرقدار خود مسعود بن علاج ، يكى از مردم بنى - بكر نيز گفت : « عبور كن . » به سالار نگهبانان خويش عبد الحميد بن ربعى ، ابو غانم ، يكى از مردم بنى نبهان طى نيز گفت : « اى ابو غانم عبور كن و به غنيمت خوشدل باش . » گويد : جماعتى عبور كردند تا چهارصد كس شدند و با ياران حوثره نبرد