محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4587
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بماند . گويد : ابو عون باقيماندهء ذى حجه را تا محرم سال صد و سى و دوم در شهر زور بماند و آنجا پنجهزار كس را سپاهى مزدور كرد . در اين سال قحطبه سوى ابن هبيره رفت . جبلة بن فروخ گويد : وقتى پسر ابن هبيره به هزيمت از حلوان پيش وى رسيد ، يزيد بن عمر بن هبيره با گروهى بسيار و بىشمار براى نبرد قحطبه برون شد . جوثرة بن سهيل باهلى نيز با وى بود كه مروان او را به كمك ابن هبيره فرستاده بود . ابن هبيره ، زياد بن سهل غطفانى را بر دنبالهء سپاه خويش گماشته بود . گويد : يزيد بن عمر بن هبيره برفت تا در جلولا فرود آمد و خندق زد ، يعنى خندقى را كه عجمان در ايام نبرد جلولا كنده بودند از نو بكند و آنجا بماند . قحطبه نيز برفت تا در قرماسين ( كرمانشاهان ) جاى گرفت . آنگاه سوى حلوان رفت ، سپس از حلوان پيشتر رفت و در خانقين جاى گرفت . و چون قحطبه از خانقين برفت ، ابن هبيره نيز حركت كرد و سوى دسكره بازگشت . ابو مخنف گويد : قحطبه بيامد ، ابن هبيره در جلولا خندق زده بود و او سوى عكبرا رفت ، سپس از دجله عبور كرد و برفت تا در دمم ، نرسيده به انبار ، جاى گرفت ابن هبيره نيز با همراهان خويش حركت كرد و براى اينكه زودتر از قحطبه به كوفه برسد شتابان برفت تا بر كنارهء شرقى فرات جاى گرفت و حوثره را با پانزده هزار كس سوى كوفه فرستاد . قحطبه نزديك دمم از فرات عبور كرد و به كنارهء غربى رسيد . آنگاه به آهنگ كوفه روان شد تا به جايى رسيد كه ابن هبيره آنجا بود . در اين سال وليد بن عروه سعدى هوازنى برادرزاده ابن عطيه كه ابو حمزهء خارجى را كشت سالار حج شد . وى از جانب عموى خويش ولايتدار مدينه بود . اين را از ابو معشر آوردهاند ، واقدى و غير او نيز چنين گفتهاند . گويند : وليد بن عروه از مدينه برون شده بود . مروان به عموى وى عبد الملك