محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4578

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : مروان به ابن هبيره نوشت و دستور داد كه نصر را يارى كند و به نصر نوشت و اين را معلوم وى داشت و او همراه خالد وابستهء بنى ليث به ابن هبيره نوشت و مىخواست كه زودتر سپاه سوى وى فرستد . نوشته بود با مردم خراسان چندان دروغ گفته‌ام كه هيچ يك از آنها سخن مرا باور ندارند . ده هزار كس به كمك من فرست ، از آن پيش كه صد هزار به كمكم فرستى و به كارى نيايد . در اين سال محمد بن عبد الملك بن مروان سالار حج شد . اين را از ابو معشر آورده‌اند . وى عامل مكه و مدينه و طايف بود . در اين سال عراق به يزيد بن عمر بن هبيره سپرده بود . قضاى كوفه با حجاج بن عاصم محاربى بود . قضاى بصره با عباد بن منصور بود . عامل خراسان نصر بن سيار بود و كار خراسان چنان بود كه ياد كرده‌ام . آنگاه سال صد و سى و يكم در آمد . سخن از حوادثى كه به سال صد و سى و يكم بود از جمله حوادث سال اين بود كه قحطبه پسر خويش ، حسن را سوى نصر فرستاد كه به قومس بود . جبلة بن فروخ تاجى گويد : وقتى نباته كشته شد نصر بن سيار از بذش حركت كرد و وارد خوار شد كه امير آنجا ابو بكر عقيلى بود . قحطبه در محرم سال صد و سى و يكم پسر خويش ، حسن ، را سوى قومس فرستاد . سپس ابو كامل و ابو القاسم ، محرز بن ابراهيم ، و ابو العباس مروزى را با هفتصد كس بنزد حسن فرستاد كه چون نزديك وى رسيدند ابو كامل كناره گرفت و اردوگاه حسن را ترك كرد و سوى نصر رفت و با وى شد و حضور سردار عقب مانده را معلوم وى داشت . نصر سپاهى سوى آنها فرستاد كه به نزدشان رفتند و آنها را كه در باغى بودند محاصره كردند . جميل بن مهران