محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4566

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نافع مروزى و ابو خالد مروروذى و مسعدهء طايى را سوى پادگان نباته فرستاده كه مردى به نام ذويب سالار آن بود كه به دو شبيخون بردند و ذويب را با هفتاد كس از يارانش بكشتند . آنگاه سوى اردوگاه حسن باز رفتند . قحطبه نيز برفت و مقابل نباته و مردم شام فرود آمد كه كس مانند جمعشان را نديده بود ، و چون مردم خراسان آنها را بديدند ترسان شدند ، چنان كه از آن سخن آوردند و آشكار كردند . قحطبه خبر يافت و ميان آنها به سخن ايستاد و گفت : « اى مردم خراسان اين ولايت از پدران نخستين شما بود كه به سبب عدالت و نيكرفتاريشان بر دشمنان ظفر مىيافتند و چون تغيير يافتند و ستم آوردند خداى عز و جل بر آنها خشم آورد و قدرتشان را گرفت و زبونترين قوم روى زمين را بر آنها تسلط داد كه بر ولايتشان غلبه يافتند و زنانشان را به همسرى گرفتند و فرزندانشان را به بندگى گرفتند ، و با وجود اين به عدالت عمل مىكردند و به پيمان وفا مىكردند و ستمديده را يارى ميكردند . آنگاه تغيير يافتند و در كار حكومت ستم آوردند ، و موجب ترس نيكان و پرهيزكاران خاندان پيمبر خدا شدند ، صلى الله عليه و سلم و خدا شما را بر آنها تسلط داد كه به وسيلهء شما از آنها انتقام گيرد تا عقوبتشان سختتر شود كه شما از آنها انتقام مىخواهيد . امام به من گفته كه شما با همين شمار با آنها تلاقى مىكنيد و خداى عز و جل بر آنها نصرتتان مىدهد كه هزيمتشان كنيد و بكشيدشان . » گويد : نامه ابو مسلم را براى قحطبه خواندند كه چنين بود : « از ابو مسلم به قحطبه . به نام خداى رحمان رحيم ، اما بعد به دشمن حمله بر كه خداى عز و جل ترا نصرت مىدهد و چون بر آنها ظفر يافتى كشتار بسيار كن . » گويد : در اول ذى حجه سال صد و سىام به روز جمعه تلاقى شد . قحطبه گفت : « اى مردم خراسان ، اين روزيست كه خداى تبارك و تعالى آن را بر ايام ديگر فضيلت داده و عمل در آن دو برابر است و اين ماهى است بزرگ و عيدى در آن هست كه به نزد خدا از جمله بزرگترين عيدهاى شماست . امام به ما خبر داده كه شما در اين روز اين ماه بر دشمنتان نصرت مىيابيد . پس با تلاش و ثبات و ثبات و جانسپارى به پيشگاه خداى با دشمن