محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4560
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رفت وقتى ابو داود به آنها نزديك شد به هزيمت سوى ترمذ رفتند و ابو داود وارد شهر بلخ شد . راوى گويد : ابو مسلم به ابو داود نوشت و دستور داد پيش وى آيد و به جاى او يحيى بن نعيم ، ابو الميلاء ، را سوى بلخ روانه كرد . ابو داود برون شد ، اما نامه اى از ابو مسلم به دو رسيد كه دستور مىداد باز گردد كه بازگشت . ابو الميلاء نيز پيش وى رسيد ، زياد بن عبد الرحمان به يحيى بن نعيم ، ابو الميلاء ، نوشت كه با هم اتفاق كنند كه پذيرفت . گويد : پس زياد بن عبد الرحمان قشيرى و مسلم بن عبد الرحمان باهلى و عيسى ابن زرعهء سلمى و مردم بلخ و ترمذ و طخارستان و آن سوى نهر باز آمدند . زياد با ياران خويش در يك فرسخى شهر بلخ فرود آمد . يحيى بن نعيم ، با ياران خويش سوى وى رفت و فراهم آمدند و همگان از مضرى و يمانى و ربيعى و عجمانى كه همراهشان بودند بر - نبرد سياه پوشان اتفاق كردند و مقاتل بن حيان را سالار خويش كردند كه نمىخواستند يكى از سه گروه سالار باشد . گويد : پس ابو مسلم به ابو داود دستور داد با همراهان خويش باز گردد و او با همراهان خويش روان شد تا بر كنار نهر سرجنان فراهم آمدند . و چنان بود كه زياد بن عبد الرحمان و يارانش ، ابو سعيد قرشى را فرستاده بودند كه ما بين عود و دهكده اى به نام امديان مراقب باشد كه ياران ابو داود از پشت سرشان حمله نيارند . پرچمها و بيرقهاى سعيد سياه بود وقتى ابو داود و زياد و يارانشان رو برو شدند و براى نبرد صف بستند ابو سعيد قرشى به ياران خويش گفت كه از پشت سر به زياد و يارانش حمله برند و خود وى بازگشت و از كوچه عود به طرف آنها رفت و پرچمهاى وى سياه بود . ياران زياد پنداشتند آنها كمين ابو داود هستند . در اين وقت نبرد ميان دو گروه درگير بود . زياد و همراهانش هزيمت شدند ، ابو داود به تعقيب وى رفت و بيشتر يارانش در نهر سرجنان افتادند و بيشتر عقبماندگانشان بودند كشته شدند . ابو داود در