محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4558

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « كسى از شما سخنى گفت ؟ » گفتند : « لاهز اين آيه را خواند كه ان الملأ يأتمرون بك ليقتلوك . . . » گفت : « همين بود كه او را به فرار واداشت . » سپس گفت : « اى لاهز در كار من دغلى مىكنى ؟ » و گردن او را بزد . در همين سال شيبان بن سلمه حرورى كشته شد . سخن از خبر كشته شدن شيبان ابن سلمه حرورى و سبب آن سبب كشته شدن وى چنان كه گفته‌اند آن بود كه على بن جديع و شيبان بر نبرد نصر بن سيار اتفاق داشتند ، شيبان با نصر مخالف بود به سبب آنكه وى از عاملان مروان بن محمد بود و شيبان عقيدهء خوارج داشت . على بن جديع نيز با نصر مخالف بود به سبب آنكه وى از مردم يمنى بود ، اما نصر مضرى بود و نيز نصر پدر وى را كشته بود و آويخته بود ، و نيز به سبب اختلاف قبايلى كه ميان يمانيان و مضريان بود . وقتى على بن كرمانى با ابو مسلم صلح كرد و از شيبان جدا شد شيبان از مرو دور شد كه مىدانست ابو مسلم و على بن جديع بر مخالفت اتفاق كرده‌اند و تاب نبرد آنها را ندارد . نصر نيز از مرو گريخته بود و سوى سرخس رفته بود . به گفته ابو الذيال وقتى مدتى كه ميان ابو مسلم و شيبان معين شده بود به سر رفت ابو مسلم كس پيش شيبان فرستاد و او را به بيعت دعوت كرد . شيبان گفت : « من ترا به بيعت خودم دعوت مىكنم . » ابو مسلم به دو پيغام داد : « اگر وارد كار دعوت ما نمىشوى از جايى كه هستى برو . » گويد ، شيبان كس پيش پسر كرمانى فرستاد و از او يارى خواست كه نپذيرفت