محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4528

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : ابو مسلم اين را پذيرفت و ياران وى آزاد شدند . ابو مسلم به ياران خويش گفت كه باز گردند و نامهء امام را برايشان خواند و دستورشان داد كه دعوت را علنى كنند ، كه جمعى از آنها بازگشتند . ابو مالك ، اسيد بن عبد الله خزاعى و رزيق بن شوذب و كسانى كه از ابيورد همراه ابو مسلم آمده بودند با وى حركت كردند . به كسانى كه باز مىگشتند دستور داد كه آماده شوند . گويد : آنگاه ابو مسلم با باقيماندهء ياران خويش همراه قحطبة بن شبيب برفت تا به حدود گرگان رسيدند و كس پيش خالد بن برمك و ابن عون فرستاد و دستورشان داد كه با هر چه از مال شيعه پيش آنها هست به نزد وى آيند ، كه به نزد وى آمدند و چند روز ببود تا كاروانها فراهم آمد و قحطبة بن شبيب را مجهز كرد و مالى را كه همراه داشت و بارها را با هر چه در آن بود به دو تسليم كرد و او را سوى ابراهيم بن محمد فرستاد . گويد : آنگاه ابو مسلم با همراهان خويش برفت تا به نسا رسيد . آنگاه از آنجا سوى ابيورد حركت كرد و به آنجا رسيد . سپس ناشناس برفت تا هفت روز مانده از ماه رمضان به مرو رسيد و در دهكده اى به نام فنين از دهكده هاى خزاعه جاى گرفت . گويد : و چنان بود كه با ياران خويش وعده نهاده بود كه بروز عيد فطر در مرو بنزد وى روند كه ابو داود و عمرو بن اعين را سوى طخارستان فرستاده بود . نضر بن صبيح را سوى آقل و بخارا فرستاده بود ، شريك بن عيسى نيز با وى بود ، موسى بن كعب را نيز به ابيورد و نسا فرستاده بود كه پيش وى رفتند و قاسم بن مجاشع تميمى به روز عيد در نمازگاه آل قنبر در دهكدهء ابو داود ، خالد بن ابراهيم ، با مردم نماز كرد . در اين سال بيشتر كسان از قبايل عرب كه در خراسان بودند ، هم پيمان شدند كه با ابو مسلم نبرد كنند و اين به هنگامى بود كه پيروان ابو مسلم فزونى گرفته بودند