محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4525

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عليه السلام ، روح الامين ، به نزد وى آورد كه در آن حلال خويش را حلال نمود و حرام خويش را حرام نمود و شرايع خويش را مقرر كرد و سنتهاى خويش را معين كرد و اخبار سلف و خلف وى را تا به روز رستاخيز با وى بگفت ؟ » گفتند : « نه . » گفت : « ترديد داريد كه خداى عز و جل وى را از آن پس كه تكليف خويش را دربارهء رسالت پروردگار به سر برد سوى خويش برد ؟ » گفتند : « نه . » گفت : « گمان داريد علمى كه بر پيمبر نازل شد با وى بالا رفت يا آن را به جاى نهاد ؟ » گفتند : « به جاى نهاد . » گفت : « پنداريد آن را به نزد غير خاندان خود و خويشاوندان نزديك و نزديكتر خود به جانهاد ؟ » گفتند : « نه . » گفت : « هيچكس از شما هست كه وقتى ببيند اين كار رو به اقبال دارد و مردم را دلبستهء آن بيند چنان انديشد كه آن را به خويشتن انتقال دهد ؟ » گفتند : « خدايا نه ، و چگونه چنين تواند بود ؟ » گفت : « نمىگويم چنين كرده‌ايد اما شايد شيطان دربارهء آنچه مىشود و آنچه نمىشود وسوسه اى افكنده ، آيا كسى ميان شما هست كه چنان انديشيده باشد كه اين كار را از اهل اين بيت ، به كسان ديگر جز خاندان پيمبر صلى الله عليه انتقال دهد ؟ » گفتند : « نه . » گفت : « ترديد داريد كه آنها معدن علمند و صاحبان ميراث پيمبر خدا صلى - الله عليه ؟ »