محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4506
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر ديدار ابو حمزهء خارجى با عبد الله طالب الحق و دعوت وى به مذهب خويش موسى بن كثير وابستهء ساعديان گويد : آغاز كار ابو حمزه ، مختار بن عوف ازدى سليمى از بصره بود . گويد : در آغاز ابو حمزه همه ساله به مكه مىرفت و كسان را به مخالفت مروان بن محمد و مخالفت خاندان مروان دعوت مىكرد . گويد : همچنان هر ساله به مكه مىرفت تا آخر سال صد و بيست و هشتم عبد الله ابن يحيى بيامد كه به دو گفت : « اى مرد سخنى نيكو مىشنوم و مىبينمت كه به حق دعوت ميكنى با من بيا كه قوم من اطاعتم مىكنند . » كه برفت تا به حضرموت رسيد و ابو - حمزه با وى بيعت خلافت كرد و به مخالفت مروان و خاندان مروان دعوت كرد . محمد بن حسن گويد : ابو حمزه به معدن بنى سليم گذشت . كثير بن عبد الله عامل معدن بود و چيزى از سخن وى را بشنيد و بگفت تا هفتاد تازيانه به او زدند . آنگاه سوى مكه رفت . وقتى ابو حمزه به مدينه رسيد و آنجا را بگشود كثير نهان شد تا وقتى كه كارشان چنان شد كه شد . آنگاه سال صد و بيست و نهم درآمد . سخن از خبر حوادثى كه بسال صد و بيست و نهم بود از جمله حوادث سال هلاكت ابو الدلفاء شيبان بن عزيز يشكرى بود .